آخرش چی میشه؟
نویسنده: نانا - دوشنبه ۱٧ تیر ۱۳۸٧

ظاهرن زندگی احساسی بنده نخواست باهامون راه بیاد ، یعنی همون روز که می‌نوشتم و کلی هم شور و شوق داشتم و به شدت هم دچار غلیان احساسات شده بودم و انصافن نوشته‌های خوبی هم از آب در اومده بود، پرشین بلاگ  سر یاری نداشت و اینترنت اداره هم قطع شد و در نتیجه کلیه افاضات بنده مرحوم شدند. ما هم به قول قدما گفتیم: الخیر فی ما وقع و به قولی شقشقة هدرت ؛ شاید حکمتی بود (تا همین جاشم احضاریه دادگاه خانواده و انواع تهدید و ترعیب بود که بر ما حواله می‌شد ) به هرحال شما قسمت اول رو داشته باشین تا ببینیم این احساسات نازک نازنجی ما کی دوباره قلیونش چاق می‌شه که اسناد سوخته مون رو ، رو کنه.

به هرحال امروز می‌خوام اندر روایت سینما رویهای شنبه‌هایمان افاضه فضل نمایم .حتمن این جک رو شنیدین که مامانه به بچه‌اش می‌گه اگه منتظر باباتون شده بودم الان تو رو هم نداشتم ،بنده هم مصداق العین همین قضیه( ساکتعصبانی فکرای بی‌تربیتی نکنید ) فکر کردم اگه منتظر بابای بچه‌ها بشم سالی یک بار هم سینما نمی‌رم بنابراین با استعانت از استقلال بیکرانه‌ای که در وجودمان داریم و بی نیاز از هر گونه نیروی اجنبیزبان روزهای شنبه بعد از کلاس کاراته چهار تا بچه خوردان از کلاس رو جمع می‌کنیم و می‌ریم سینما، آ بلالی می‌خوریم و سری تو سرا بلند می‌کنیم (با لهجه اصفهانی بخوانید لطفن )

از این مقدمات که بگذریم می‌رسیم به فیلمها ؛هفته پیش حس پنهان رو دیدم ؛این هفته زنها فرشته‌اند، این و سط مسطام فیلم مچ پوینت یا همون امتیاز نهایی وودی آلن رو دیدم بنابراین امروز اگه چهار تا لیچار بیشتر بار سینمای خودمون کردم بهم حق بدین

به نظر من یکی از ارکان مهم در  فیلمی که قرار روند عادی داشته باشه یعنی سینمای پست مدرن نیست، علمی تخیلی نیست ،فانتزی جادویی نیست و...  منطق اون فیلمه که باعث می‌شه تو نسبت به آدمها ؛نسبت به موضوع و همه مسائل فیلم عکس العمل نشون بدی و احیانن از اونها متاثر بشی.

حس پنهان در این مورد یک فاجعه بود ، روند فیلم به شکل بسیار اسفناکی اصلن منطقی نبود. شما فکرشو بکنید مرد داستان (فروتن ) یه زن دکتر روانپزشک (کرامتی) داشت که پاک مشنگ بود یا اگه مشنگم نبود حداقل هیچ ربطی به مرده نداشت ،مرده‌ام‌ رفته بود عاشق یه دختر نرمال و معمولی شده بود . فیلم از ما انتظار داشت بگیم واااااااااای ؛ عجب مرد پست نمک به حرومی !الهی خدا به زمین گرم بزنتش، اما خب ما نمی‌گفتیم یعنی گفتنمون نمی‌یومد چون روابط زن ومرد داستان به شکلی بود که می‌بایست منتج به نوعی عدم تعادل در رابطه می‌شد ؛ حالا هی فیلم زور می‌زد که این رو القا کنه ،روش فشار از پایین چانه زنی از بالا بود ؟ چی بود ؟ یه زمانی مد شده بود روزنامه‌ها می‌نوشتن تو این فیلم می‌شد خوب درکش کرد؛در واقع فیلم از اون مدلایی نبود که بهت اجازه بده خودت فکر کنی یا حداقل احساس کنی و بعد تصمیم بگیری و  بد یا خوب رو انتخاب کنی.

فکر می‌کنم خواسته بود فمنیست بازی در بیاره ارواح عمش ! مهتاب کرامتی رو من اولین بار در فیلم مردی از جنس بلور خیلی سال پیش دیدم خب به نظر من زن زیبا و جذابی بود که فکر می‌کردم تو سینمای ایران خوب رشد کنه اما فقط همون زیبا و جذاب باقی موند .از اون دست زنهایی که اگه  خواسته باشم مردانه فکر کنم  فقط خوبه باهاشون بری تئاتر و کنسرت یا یه رستوران شیک .تو این فیلمم همین بود شبا که فقط یونجه و علف می‌خورد که چاق نشه وای الانم که فکرشو می‌کنم یخ می‌زنم ( ریا نباشهمژه امروز روزه‌ام برا همین شکمو تر شدم و بیشتر به‌غذاهای خوشمزه فکر می‌کنم) فضای خونه که آخر سورئالیستی بود اصلن یه ذره گرمای خونه رو نداشت ،اطاق خواباشون که از هم جدا بود،مدام هم مثل سگ و گربه به هم می‌پریدن و تیکه بار هم می‌کردن ،برای رضای خدا یک وجه اشتراک کوچیکم نداشتن یعنی یه زوج هلو بودن واسه دفتر طلاق،  اون وقت زن داستان بال بال می‌زد که من نمیذارم زندگیمو کسی خراب کنه و شوهرمو از دستم در بیاره ،حالا اگه از بعد حسادتی ناراحت می‌شد  جا داشت چون این یه فقره رو نمی‌شه کاریش کرد اما اینکه برای بهم خوردن آشیانه عشقش زار بزنه دیگه خیلی حرف مفت زنی بود ،انگار شوهرش بعد از یه تانگوی عاشقانه آخرشب رفته بود خونه یه زن دیگه که اینقدر بهش بر خورده بود .

خلاصه جوری بود که حتی تو به عنوان یک زن از سر همذات پنداری یا احساس همدردی هم که شده اصلن دلت نمی‌خواست بهش حق بدی.آخه کارگردان نابغه ، فیلم نامه نویس فیلسوف، تو اگه خواستی خیانت مرد رو بزرگ نمایی کنی که خواسته بودی اینطورم باشه ، پس چرا زندگیشونو اونطوری به تصویر کشیده بودی؟ مثلن یه شب خانم خواسته بود دیگه خیلی به شوهرش حال بده یه میز گنده رمانتیک چیده بود فکرشو بکنید چی درست کرده بود خورشت انبه! چه می‌دونم مادر، شاید ما با کلاس نیستیم از بس مامانمون قورمه سبزی و آبگوشت به خوردمون داده فکر می‌کنیم کانون گرم خانواده یعنی قورمه سبزی و آش رشته!خلاصه اینکه اینقدر این مهتاب کرامتی خشک  بود که با وجودی که از فروتن هیچوقت خوشم نیومده حاضر بودم بپرم تو فیلم یه خیانت اساسی جلو چشمای زنش بهش بکنم تا چشماش در بیاد.حالا با این اوصاف تو باید احساس ترحم ، دلسوزی و یا حتی استثمار شدن نسبت به زن داستان پیدا می‌کردی ،به نظرتون منطقیه ؟

 خب قبول دارم که حتمن می‌گید زن داستان وفادار بود،بله، اما وفاداریشم یا از الاغ بودنش بود یا چون فیلم ایرانی بود کار دیگه‌ای نمی‌شد کرد ،آخه می‌دونید که در آیین ما زن شوهر دار که نمیَ تونه صیغه بشه ، رابطه غیر از اینم که قربونش برم ما تو ایران اصلن نداریم ! خب لابداگه یه ذره خدا پیغمبرم سرت بشه ،باید عین بز زندگی کنی چون طلاق هم اساسن خوب نیست برا یه خانم متشخص

 می‌رسیم به بازیها‌،بازی کرامتی مثل همیشه خیلی لخت و عور و باسمه‌ای بود اصلن این خانم باید مدل می‌شد نه هنرپیشه ،حامد بهداد بازی قشنگی داشت البته اگه برای همیشه تو نقشهای خل مشنگی غرق نشه ،حامد بهداد یه جور قیافه ناز و معصومی داره که آدم ازش خوشش میاد، خیلی وقت پیشا تو مجله همشهری حامد بهداد رو مارلون براندو ایران لقب داده بودن ، لقب گزافیه براش اما چند تا بازی که ازش دیدم خوشم اومده مخصوصن تو روز سوم .نیوشا ضیغمی دلبر رو هم که نقش خانم هوو رو داشت همچنان دوست نمی‌داریم تا ببینیم کی در دل ما راه یابد.

به هرحال اصلن اصلن فیلم خوبی نبود به خصوص که فیلم اصرار داشت زن رو بی هیچ دلیل منطقی مظلوم نشون بده (البته من تنها نقد فیلم رو بدون توجه به قوانین جاری ایران در مورد حقوق زنان نوشتم اما در عالم واقع در کشور ما برای یک زن حتی اگه مورد خیانت هم واقع نشه المانهای بسیاری برای به تصویر کشیدن مظلومیتش وجود داره که نیازی به ساخت یک فیلم آب دوغ خیاری از شخصیت یک زن نا متعادل برای اثبات این امر نیست)

حالا شما این فیلم رو ببینید و فیلم امتیاز نهایی (مچ پوینت ) رو هم ببینید ، من که خیلی خوشم اومد، مچ پوینت هم  یه داستان ساده بود از خیانت اما توی این داستان ساده  همه چیز پیدا می‌شد عشق ،تنفر، خانواده ،سکس، تعصب، شانس و تصادف ،این عناصر اونقدر قشنگ کنار هم چیده شده بود که تا آخر فیلم دلت نمی‌خواست از جات تکون بخوری. من که انتظار ندارم یه کارگردان الکی ایرانی مثل وودی آلن فیلم بسازه اما خدا وکیلی یه جوری فیلم بسازید که وقتی آدم می‌ره هزااااااااااااااار تومن !!! پول بی زبون ،توجه دارین که هزار تومن پول، میریزه به پای فیلمتون بگه الهی که حلال جونت باشه مادر!

نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :