آخرش چی میشه؟
نویسنده: نانا - دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۸٧

اداره ما علاوه بر جذابیت‌های‌ معمولتعجب همه ادارات دولتی یک سری ویژگیهای مختص به خودش هم داره که از جاهای دیگه متمایزش می‌کنه که فکر می‌کنم چون خیلی خوش به حالمون می‌شه می‌بایستی بابت اونها مبلغی رو از حقوقمون کم کنن(البته باید بگم از حقوق آقایون)

 مثلن فکرش رو بکنین بعد از نهار وقتی داری تو محوطه قدمی می‌زنی و یقینن در حال غیبت کردن از این و اون هستی یا داری به زیرآب زنی همکارت فکر می کنی ، وقتی یه خانم خوشگل و خوش قد و بالای مثلن تاجیک رو با یه دامن بلند چاک بلنددار! ببینی که با کفش های پاشنه بلند و بایه قر فشنی در حالیکه لبخند گوشه لبش با خال مشکی کنارش ،حسابی ست شده از کنارت رد می‌شه انگار که رفته باشی بسکین رابینز و یه دسر حسابی سفارش داده باشی احساس هضمایش غذایی لذت بخشی خواهی کردیا مثلن وقتی تو دستشویی هستی و یک دفعه یه دختر چشم آبی و بلوند کرواسیایی که از قضا اشتباهی اومده دستشویی مردونه در می‌زنه و تو در رو به روش بازمی‌کنی حتمن فکر می‌کنی در حین قضای حاجت جان به جان آفرین تسلیم نمودی و از همونجا یه راست بردنت بهشت و این حوریه هم برا دست گرمی بهت دادن تا ببینن چند مرده حلاجی که اگه سرافراز در اومدی یه دونه بهترش رو بهت بدن. خلاصه اینکه برای آقایون ذوق زده ما همیشه سوژه‌های این چنینی فراوونه ،گو اینکه من معتقدم جماعت ذکور در همه جای دنیا وقتی یه زن حتی از جزایز کومبا کومبا هم می‌بینن ذوق زده می‌شن چون به هرحال یه جورایی تنوعه!

 حالا این خارجکی‌های اداره ما هم همیشه این مدلی نیستن، به دلیل روابط گسترده ایران با کشورهای کور و کچلی کم نیستن آدمهای عجیب غریب با سرولباس‌های عجیب غریب تر.بیشتر از همه هم دانشجوهایی از کشور کره جنوبی هستن که برای کورس زبان فارسیشون میان دانشکده اینجا که نسبتن امکانات خوبی داره ،این بنده خداها تا دلت بخواد شلخته ‌و نامرتبن یا شایدم اینجا رو تحویل نمی گیرن که به سرو وضعشون برسن .اغلب جذابیتهای زنانه زیادی ندارن و اصلن خوشگل توشون کم پیدا می‌شه اما برعکس اروپایی‌های کک مکی که از زور سفیدی به سرخی می‌ زنن تا دلت بخواد پوست‌های بسیار زیبایی دارن که واقعن لطافتش مثال زدنی نیست و جالبه که اصلن زرد پوست نیستن و محاله که توحتی یک خال کوچولو رو پوستشون پیدا کنی ،نمی‌دونم ژنتیکشونه یا تغذیه یا شایدم توسعه های اقتصادی  سالهای اخیرشون براشون همچین ارمغانی آورده (به هرحال سریال یانگوم که یادتون نرفته)

اینا تقریبن فارسی رو خوب می‌فهمن اما دست و پا شکسته حرف میزنن،حالا تا یادم نرفته یه جریان با مزه از خودم هم براتون تعریف کنم ، یه بار تو رستوران یکیشونو دست انداختم وکلی خندیدیم .حتمن این تبلیغ برنج محسن رو شنیدین که می گه باقالی پلو با محسن ..لوبیا پلو با محسن ..

خب طبیعیه که وقتی قرار تو مدت کوتاهی در یک کشور دیگه زندگی ‌کنی بیشتر علاقمندی غذاهای ملی اونها رو بخوری ،برا همینم با اینکه تو اداره ما چند جور غذا سرو می‌شه و یک نوع غذا ، غذای فرنگیه اینا فقط عاشق زرشک پلو ،چلو کباب کوبیده و قورمه سبزی و خلاصه کلیه غذاهای چلو دار ماهستن ( یک بار یکیشون خیلی بامزه انگشتاشو به هم می‌چسبوند و می‌گفت برنج ما چی‌چی‌چی‌چیه یعنی به هم می‌چسبه اما برنج شما هو هو و فوت می‌کرد که یعنی مثل پر می‌مونه ) یکبار ما لوبیا پلو داشتیم و خب در کنارش غذای های دیگه.یکی از همین دانشجو کره‌ایهای تو صف از من پرسید اسم این غذا ،یعنی لوبیا پلو، چیه؟ چون طبق معمول می‌خواست غذای پلو داربگیره منم نامردی نکردم و گفتم لوبیا پلو با محسن !بهم حق بدین چون اول صبحی تو سرویس تمام مدت این آگهی تبلیغاتی تکرار شده بود و بد جوری تو  مغزم تکرار می‌شد اون بیچاره هم رفت جلو گفت لوبیا پلو با محسن می‌خوام تعجبآی خندیدن بهش آی خندیدن .خب البته خودمونیما چیز بدی هم بهش نگفته بودم  مثلن اگه محسن لوبیا پلو یه چیزی تو مایه‌های پارسا پیروزفری چیزی از آب در میومد و با غذا سرو می‌شد  بد نبودا موافقیننیشخند( خانمها رو گفتم) زبان

چند روز پیش رفته بودم دستشویی که یکی از این کره‌ایهای بیچاره اومد اونجا و فوری رفت دستشویی و بدون اینکه دستش رو بشوره داشت می‌رفت ، از اون طرف یکی از این خانمهای قدیمی اداره که یه خانم دکتر انصافن شیک و پیک و خوش سرزبونیه که با اینکه  سن و سالی هم ازش گذشته هنوزم کلی خوشگل و جذابه سررسید ،در ضمن خیلی هم باقیافه خودش حال می‌کنه ،یه بار داشتم کرم ضد آفتاب به صورتم می‌مالیدم که اومد اسمش رو پرسید و گفت من پوستم خیلی خشکه اما هیچوقت کرم استفاده نکردم منم اومدم یه حالی بهش بدم بهش گفتم ماشالله که با این‌حال پوست خیلی خوبی دارین اونم بی اعتنا به کمپلیمان بنده یه پشت چشمی نازک کرد و گفت پس ببین جوونیام چی بودم تعجب

بگذریم این خانم سمینار خورش ملثه و امکان نداره که سمیناری باشه و ایشون با انگلیسی روان و سلیس و با ادا عشوه هاشون محفل آرای اون جمع نباشن ،خلاصه تا این دختر کره‌ای‌ رو که اتفاقن این یکی توشون فارسیش زیاد خوب نیست رو دید که دست نشسته داره می‌ره با یک لحن تحکم آمیزی بهش گفت می‌شه من یه سوالی ازتون بکنم بعدم شروع کرد انگلیسی بلغور کردن که can you speak english می‌دونین که اینام انگلیششون اصلن خوب نیست دختر کمی هاج و واج نگاه کرد و بعد گفت نه فارسی خوب هست خانمه هم فوری باز با یه لحن تحقیر آمیزی بهش گفت شماها!! وقتی می‌رین دستشویی خودتون رو نمی‌شورید؟! دختر بیچاره شوکه شده بود حالا نمی‌دونم از خجالتش بود یا از گیجیش اصلن بهش بر نخورد که بگه آخه به تو چه زنیکه ... بعد گفت در فرهنگ کره‌ای این مرسوم نیست اما بعضی ها این کار رو می‌کنن بعدم خنده مخصوض خودشونو کرد و به سرعت خارج شد .

 نمی‌دونم این خانم اگه خارج از ایران زندگی کرده که می‌دونم به خاطر شغل خودش و شوهرش سالها خارج از ایران بوده چقدر تحقیر شده که محال این خارجی‌های بیچاره رو گیر بیاره و یه جورایی نخواد بهشون تیکه بندازه که شما وحشی وبدوی هستین و ما متمدن .چون چند بار دیگه در شرایط دیگه هم دیدمش که باز یه خارجی بیچاره رو گیر آورده بود و داشت بهش ضد حال می‌زد و حیوونی خارجیه هم اصلن منظورش رونمی‌فهمید .

آخه یکی نیست بگه آخه به تو چه که یارو تو مستراح چکار می‌کنه! آخه زنشی؟ شوهرشی؟ برات غذا می‌پزه ؟ تو  که اینقدر احساس با کلاسی می‌کنی که به نظرت پایین‌تر از کامرانیه رو باید از نقشه تهران ببرن بندازن دور چکار به توالت رفتن مردم داری ؟حالا خوبه یکی هم بیاد رساله‌های ما رو بخوونه بعد کلی به احکام طهارت گرفتن ما مسلمونا بخنده ؟

خلاصه اینکه فقط تفتیش عقاید مستراحی رو ندیده بودیم که اونم به یمن اداره فخیمه و این خانم عزیز دیدیم !! 

نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :