آخرش چی میشه؟
 
نویسنده: نانا - یکشنبه ٢۸ فروردین ۱۳۸٤

استخدام رسمی ؟!!

 طی چند سال اخير استخدام رسمی هم داستانی شده برا خودش .

يادمه سالها پيش وقتی تحت‌تاثير نيروهای اهريمنی و خول مزاجی ابتدای جوانی کلم بوی قورمه سبزی ميداد ابوی گرام (بلدم گرام غلطه در جواب به ملا لغتيها ) اصرار داشتند بنده در همان وزارت فخيمه‌ای که خودشان تشريف داشتند و هنوز هم بعد از ۱۲ سال که از بازنشستگيشان ميگذرد همچنان در هر جمع و محفلی از افتخارات و خدمات صادقانه داد سخن ميرانند وخاطره تعريف ميکنند بورسيه و مشغول به کار شوم اما از آنجايی که خداوند تبارک و تعالی بعضی وقتها دلشان ميخواهد به پس کله بعضی از بنده‌‌هايشان بزنند بنده ناز ميفرمودم و يادمه ميگفتم :

من عمر و جوونيم رو بيام در يک اداره دولتی بشم کارمند کوچولو صبح برم تا ساعت ۴ بعد از ظهر با يک مشت آدم چرتی و علاف همکار بشم ؟! زهی خيال باطل !!فکر می‌کردم ناسا از من دعوت به عمل مياره تا از دانش انفورماتيکی که البته هيچوقت خوشم نيومده  استفاده کنم و سيستمهای اونجا ارتقاء بدم البته از قديم گفتن آرزو بر جوانان عيب نيست و پيرو همين بود که بنده به حال خودم گذاشته شدم تا کی سرم به سنگ بخوره . 

اين گذشت تا اينکه سر از اينجا در آوردم حالا هی اينور اونور کن و تو اين مافيای وحشتناک و به قول يکی از همکارا تو اين وزارتخونه ملوک‌الطوايفی هی دنبال يک پارتی در حد وزير باش تا کی صبح دولتت بدمد.

بی انصافيه که نگم بعد از مدتها يک آگهی استخدام پيمانی مرحمت فرمودند که کلی شرايط و قبولی استخدام ادواری و صد تا اگر و اما داره که اگه از همش بگذری  ميرسی به شرط سنی که تازه بايد از دست مادر و پدر عزيز و گرامی شاکی بشی که اگر چند روز ديرتر به آفرينشت همت گمارده بودند حالا حداقل ميشد در امتحان استخدام البته اونم پيمانی شرکت کنی و شانست رو امتحان کنی.

 بگذريم که همه ميگن اين ۱۱ نفر که کامپيوتری می‌خوان دارن مراحل آزمايشی استخدامشونو ميگذرونن و فقط برا اينکه سازمان استخدام کشوری ايراد نگيره تو روزنامه اعلان کردن البته از مصاحبه و گزينش هم که ديگه داستانش معرف حضور همه هست چيزی نميگم .

خدا به داد اونايی برسه که تازه بعد از ما وارد بازار کار ميشن نميدونم دولت با از سر باز کردن قضيه استخدام و واگذاری اون به بخش خصوصی که جز تضييع حقوق کارمندان و پر شدن جيب واسطه‌‌ها و ترويج فرهنگ واسطه‌گری برا سريع پول‌دار شدن چيزی نداره بدنبال چيه و اصلا کسی به اين قضيه فکر ميکنه که نداشتن امنيت شغلی چه نتايج سوء رو به دنبال داره حالا اگه قضيه رو از ديد مردی نگاه کنيم که قرار يک خانواده رو اداره کنه و در ضمن اجاره خونه هم داره که ديگه وا مصيبتا بهتره بهش فکر نکنيم خودش خوب ميشه !!

ديگه زيادی رفتم تو مايه های ابوی جان حالا خيلی حرفشو گوش دادم دارم اداشو در ميارم

خوب ديگه يه شعری هست که ميگه

 پسر کو ندارد نشان از پدر         تو بيگانه خوانش نخوانش پسر

البته اين در مورد دخترها بيشتر صادقه چون پسر حلالزاده به داييش ميره نه به باباش !

درست مثل برادر خيلی حلالزاده من که‌ ۵ دقيقه هم نميتونه بدون اختلاف عقيده با بابی ارجمند اختلاط کنه!

نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :