آخرش چی میشه؟
 
نویسنده: نانا - شنبه ٢٥ تیر ۱۳۸٤

به بهانه ديدن مجدد فيلم بسيار زيبای نيمه‌پنهان فرصتی دست داد تا مطلبی درباره اين فيلم و فيلم جديد خانم ميلانی (زن زيادی) داشته باشم .

فيلم نيمه‌پنهان بدون اغراق يکی از شاهکارهای سينمای ايران در طی سالهای گذشته است اگرچه اين فيلم حدود چهار سال پيش ساخته شد يعنی درست دورانی که جامعه ما حال و هوای خاص دوره دوم به اصطلاح اصلاحات را طی می‌کرد و درآن زمان جامعه دارای شور و بينش خاصی شده بود که گويی مدام به دنبال خوراکی تازه برای تشجيع تفکرات انقلابی خود می‌گشت البته لفظ انقلاب برای توصيف شايد کلمه چندان درستی نباشد به هر حال شرايط گونه‌ای ديگر بود و خوراک فکری ديگری را هم می‌طلبيد در نتيجه ناخود آگاه چشمها به دستهای جامعه هنری خيره بود تا چه فراهم کنند  اما سوای تمامی اينها اين فيلم دردل خود مفاهيم بسيار عميقی از مسائل اجتماع را داشت: عشق در فضای خانواده ـ ايده‌های انقلابی روح‌جوانی ـ عشق ممنوع ـ نگاهی فلسفی به روابط حاکم بر زندگی انسانها و شايد رگه‌های بسيار نامرئی فمنيستی.

با توجه به اينکه هميشه به سينمای داستانی معتقد بوده و هستم در انتهای هر فيلمی سوای زيباييها و پيچيدگيهای تصويری که خود هنر سينما به صرف می‌تواند ايجادکند هميشه به دنبال بيانی که منجر به نتيجه‌ای اخلاقی اجتماعی سياسی و..از داستان شود می‌گردم و علت آن را در روحی که معتقدم می‌بايست درکالبد سينما جاری باشد می‌دانم. هنرهايی مثل نقاشی و مجسمه‌سازی و... به صرف پديد آمدن و پديد آمدنی که به راستی برخاسته از روح باشد به هر سبک و بيانی که باشند در خود جانی دارند که بيننده يا شنونده را به لذت می‌رسانند در اين ميان اگر تحليلی هم صورت ‌پذيرد از سوی ذهنهای جستجوگر است داشتن پيام به زيبايی اثر می‌افزايد اما الزامی در آن نيست .اما در پديده‌ای مانند سينما بدليل اينکه عناصر اصلی ماجرا انسان زنده است با خصوصياتی ملموس و دست يافتنی برای تماشاچی .خصوصياتی برخاسته از روحی جاری و زنده در لحظه‌ لحظه‌های مقابله بازيگر و تماشاچی(در مقايسه با سينما  روح موجود در ديگر آثار هنری را روح صامت می‌دانم اگر چه در تئاتر اين تعامل و زندگی محض مشهودتر است اما معتقدم که اين ارتباط بين بازيگر و تماشاچی در سينما نيز وجود دارد در تمامی لحظات )که چون روح جاری و زنده تعالی‌طلب و تکامل‌گراست و هميشه نياز به جنبش و حرکت به سمت و سويی خاص دارد بنابراين سير حرکت در سينما می‌بايست به سمت نتيجه و پايانی روح‌پسند باشد و نمیتوان صرفن به زيبايی جاری در اين هنر اکتفا کرد. هدف از بيان اين مطالب توجيه دليل جستجوی پايانی هدفمند از سوی تماشاگر است که منجر به ارتباطی احساسی فکری با فيلم می‌شود .

خانم ميلانی در اين فيلم به زعم من از پس تمامی اين ارتباطات بر‌آمده و بسيار منصفانه تمامی افراد فيلم را به زير ذره‌بين برده آنجا که درانتهای فيلم محمد‌نيک‌بين (جاويد) در مقابل نيکی‌کريمی (فرشته) قرار می‌گيرد و او را بسيار ريز و ظريف متهم به يک طرفه قضاوت کردن می‌کند در واقع نديدن نيمه پنهان شخصيت او از سوی فرشته! دقيقا جرمی که به نظر فرشته آتيلا پسيانی (همسرش) در حق او مرتکب شده. از سوی ديگر شاهد رشد عشقی کودکانه و خام از سوی فرشته نسبت به جاويد هستيم  شايد همجنس با عشقی که او به ايجاد تغيير در ساختار جامعه خود دارد همانطور هيجانی پرشور و زود گذر اگرچه زيبا و در زمان خود بسيار عميق و صادقانه

از سوی ديگر اين فيلم روايت بيگناهی معصوم نسل جوان مقارن با سالهای اوليه انقلاب است که هر يک در گوشه‌ای با نيت و اعتقادی صادقانه صرفن به فکر بهبود جامعه خود هستند و در اين بين نا‌خواسته در جريانی قرار می‌گيرند که هر يک  به شکلی از روند طبيعی زندگی محروم می‌شوند . شدت اين احساسات به حدی است که هيچ يک حاضر به شنيدن ايده های آن ديگری نمی‌شوند و همه چيز در پشت ديوار سو تفاهمات تا هميشه تيره و تار باقی می‌ماند .اگرچه شيوه تمامی انقلابها در طول تاريخ چنين بوده و خواهد بود به طوری که من لزومی به وارد شدن درجزئيات اين بحث نمی‌بينم کما‌اينکه وسيعتر آن را در مکتبهای فکری مختلف شاهد هستيم که هريک داعيه خود را دارند . اين تاب نياوردنها و نشنيدنها را در پايان فيلم که می‌بايست زنی را محاکمه کنند باز هم می‌بينيم ..

زن زيادی جديدترين ساخته خانم ميلانی برگرفته از کتاب خانم دوراس می‌باشد که با سابقه نوشتاری تلخی که از کتاب عاشقی او در ذهن دارم سير غم‌انگيز يک رابطه را با رنگ و بوی ايرانی که خانم ميلانی به او داده از ابتدا می‌پذيرم .داستان در ابتدای فيلم  روندی کاملن منطقی و دلنشين دارد که متاسفانه در اوسط فيلم در دام مسائل مد روز جامعه ما می‌افتد (اگر چه هيچ اعتقادی به اينکه هنرمند نبايد مثلن نان به نرخ روز خور باشدندارم و حتی معتقدم بنا به مصالح جامعه جريانات حاکم بر جامعه از سوی هنرمند می‌بايست دنبال شود و حتی گاه در دل خود راه کاری نيز ارائه دهد و همينجاست که بحث هنر متعهد مطرح می‌شود) البته اين تلفيق بين داستان ده‌ونيم شب در تابستان و فرهنگ ما می‌توانست زيباتر صورت بگيرد که متاسفانه صورت نگرفته است.

شکل و فضای فيلم از ميانه‌های آن فضايی دور از ذهن و غير قابل لمس برای بيننده ايرانی پيدا می‌کند. بسته شدن راههای ورودی يک  شهر برای دستگيری يک قاتل .مکالمه‌ها و بگومگوهای بی مورد و غير قابل تصور بين آدمهايی که بنا به اضطرار يک شب را در يک کسافرخان کنار هم سپری می کنند از نمونه‌های اين فضاست. اگر فيلم روندی را طی نمی‌کرد که منجر به شکل‌گيری فضای داستان در جامعه ما شده ارتباط حسی‌تر و نزديکتر می‌شد اما کاری که خانم ميلانی در اين فيلم کرده چسباندن وصله‌های ناجور از قسمتهای مختلف چند لباس برای دوختن لباس شبی زيبا و شايد مجلل است که در نتيجه بيشتر شبيه لباس خانه‌ای معمولی توسط خياطی ناشی در آمده است.

از سوی ديگر شخصيت سازی بسيار ضعيف آقای پيروزفر در نقش قاتل است که تنها کاری که برای آن شده بهره‌گیری از چهره محجوب و ذاتن مثبت خود اوست و هيچ توجيه و توضيح ديگری برای موجه جلوه دادن کار او نداريم اگرچه او نيز بدليل نشنيدن حرفهای همسر خيانت کارپيش از کشتن او بعنوان شخصيتی از هم گسیخته و سرگردان شناسانده می‌شود که در هر دو صورت با توجه به تاثير گذاری او بر شخصيت زن داستان (نقش اول) در داستان برای موجه بودن يا مقصر بودن او شخصيت سازی قوی صورت نگرفته است .در انتها مکالمه‌های تکراری برای دريافت نتيجه‌ای از پيش تعيين شده به اوج می‌رسد طوری که ديگر نيازی به ديدن چهره بازيگران نيست آدم ترجيح می‌دهد که فيلم را از راه شب راديو گوش دهد تا بر صفحه سينما

به هر حال بحث خيانت به حريم خانواده يکی از مباحث روز و يکی از بزرگترين دغدغه‌های خانواده‌های امروزی در جامعه ايران و بخصوص در شهری مثل تهران است و گستردگی آن به حدی است که اکثر فيلمها و سريالهای ما حول اين محور می‌چرخد اينکه چرا و به چه علت به سينما مربوط نمی‌شود اما تاثير سينما و  تئاتر در فرهنگ‌‌سازی جامعه يکی از بزرگترینهاست .

بدليل کاملن اجتماعی بودن قضيه ذيل حرکت در اين مسير و فيلم ساختن در مورد آن می‌بايست با وسواس بيشتری صورت بگيرد تا نتايج ارتباطی آن که ناخود‌آگاه تمامی طبقات اجتماع را در دل خود خواهد داشت نتايج صحيحی باشد.

به هر حال خانم ميلانی با کارهای درخشانی که از خود به يادگار گذاشته تا حد زيادی توقع تماشاگر را  بالا برده و حساسيت بيشتری را ايجاد کرده و علت نقدی چنين برآخرين کار ايشان کارهای زيبايی است که از او ديده‌ايم و باعث شده او را همان‌گونه بخواهيم.

 

 

نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :