آخرش چی میشه؟؟
کلمات کلیدی مطالب
     
 
نویسنده: نسرین - دوشنبه ٢۸ فروردین ۱۳۸٥

گم..

روزگاری است كه من ؛ گم شده‌ام

پيچ و خم های دلم تاريك است

روزنی نيست كه راهی يابم

آی من گم شده ام بازيابيد مرا

من صدا می‌خواهم  من هوا می‌خواهم 

عشق در من مرده 

زندگی هم شايد!

من دلی می‌خواهم

باز مغموم غمی؛ باز مشعوف دمي

باز سرگشته زعشق 

دربه‌در؛ بی سامان؛ خانه بر دوش ‌و پريشان ؛حيران

كوچ ميراث اساطير من است

بار بر شانه ؛ زمين ناهموار ؛ راه پنهان و زمان بی‌مقدار 

من همين می‌جويم

باز مانده‌ام ز ايل

مانده در بستر ترس؛   خفته در چاه زمان

هيچ كس نيست مرا بشناسد؟

وای من گم شده‌ام

باز يابيد مرا؛ من همانم كه شبی عشق براو نازل شد 

سوره‌ای خواند براو ؛ او گم شد

او مسلمان شده بود!!

من همانم؛ می‌شناسيد مرا؟

کدهای اضافی کاربر :