آخرش چی میشه؟
 
نویسنده: نانا - یکشنبه ٢۱ فروردین ۱۳۸٤

جلال طالبانی اولين رئيس جمهور کرد عراق

در طی چند روز گذشته يکی از خبرهای بسيارجالب وغير قابل پيش‌بينی از ديد افراد عادی خبر رياست جمهوری جلال طالبانی بود.اين خبر برای من يکی بی‌اندازه خوشحال کننده و به نوعی غرورآفرين بود اما اينکه پشت اين قضيه چه چيزی وجود داره و هدف آمريکا از مطرح کردن چهره‌يی که سالها در قالب گروههای مارکسيستی فعاليتهای چريکی داشته چی بوده خيلی خوشايند نيست .قدر مسلم رياست يک غير عرب بر صندلی رياست جمهوری اونهم  عراق که ما خيلی دل خوشی از اعراب اين کشور نداريم شايد برای همه ايرانيها خوشايند باشه .

ظلم تاريخی که سالها به خصوص از زمان صدام به کردها شده و تفاوتهای فرهنگی که بين این قوم و اعراب وجود داره موجب شده اين روز تبديل به يک روز تاريخی برای کردهای عراق و حتی کردهای تمام دنيا بشه.

 در عرصه سياسی سالها بين طالبانی و بارزانی‌های پدر وپسر رقابت بود بارزانی هميشه در ميان ايلات و اقشار عادی کرد محبوبيت بيشتری داشته و دارد به طوری که حتی بعد از اعلام رياست جمهوری طالبانی پلاکاردهای بزرگی از تصوير بارزانی در دست مردم مشاهده ميشد که خود اين نوعی پراکندگی و تفرقه بين جبهه ميهنی و حزب دموکراتيک رو نشون ميده اگرچه قرار هست بارزانی دولت منطقه‌ای کرد رو رهبری کنه امابه نظر من داستان تفرقه تاريخی کردها که اساس مشکلاتشون بر همين مبناست همچنان حکايتش باقيه

 به نظر من طالبانی چهره‌ی منطقی‌تر بی‌تعصب‌تر و شايد فرهنگی‌تر‌ی ‌‌نسبت به بارزانی داره البته با تشتتی که در حال حاضر در بين اقوام مختلف عراق و حتی بين خود کردها به وجود داره راه سختی در انتظار طالبانی هست که البته هموار کردن این راه نياز به نوعی تخريب و ساخت دوباره پيدا ميکنه که در مسير انتقال قدرت به طور اتوماتيک طی خواهد شد همانطور که در کشور ما طی شد و ناگزير گروههايی قربانی شدند.

 در پس اين انتخاب مشکلاتی برای دولتهای ايران و ترکيه در ارتباط با کردهای اين کشورها ايجاد خواهد شد که البته اين نگرانی بيشتر ميبايستی متوجه دولت ترکيه باشد فشار وارده بر کردهای ترکيه بر هيچ يک از کردهای ايران و عراق وجود نداشته ترکيه با داشتن ۱۷ استان کرد نشين هميشه  کردها رو مورد آزار و اذيت قرار داده به طوری که صحبت کردن به زبان کردی سالها در ترکيه جرم محسوب ميشد در ايران اگر منصفانه و خالی از تعصب قضاوت کنيم درسته که اذيت و آزار کردها توسط حکومت مرکزی هميشه وجود داشته اما بين مردم ايران و کردها هيچگونه تفاوت فرهنگی فاحشی وجود نداشته و کردها هميشه  بين مردم ايران محبوبيت داشته‌اند و حتی اين اعتقاد بين خيلی ار ايرانيها وجود داره که کردها تنها نژاد دست نخورده ايرانی هستند.

بنابراين جايی برای جدايی طلبی برای کردهای ايران نميبايستی وجود داشته باشه گو اينکه کردها بدلايل بسياری داعيه اين امر رو داشتن که البته متاسفانه با تغييری که پيش آمده ايجاد بحران در اين زمينه امری قابل پيش بينی است و ميشه گفت اصولا روی کار آمدن طالبانی از سوی آمريکا صددرصد امری مغرضانه بوده هم برای عراق و هم برای کشورهای مجاور آن به خصوص ايران

اگر با ديدی روانشناسانه کردها رو بررسی کنيم کردها مردمانی ايده‌آليست سياست باز ستيره‌جو صادق و در عين حال بسيار ساده دلی هستند ‌که هميشه مورد سو‌ء استفاده دولتها قرار گرفته‌اند به همين دليل حتی بچه‌های کوچک از ابتدای کودکی با ديدی سياسی و بدبين به محيط و حکومت مرکزی نگاه ميکنند که حداقل تاثير مثبت اين قضيه اينه که نگاهی ايدئولوژيک و وسيع نسبت به زندگی داشته باشند و قدری از روزمرگی فاصله بگيرند که البته از سوی ديگه متاسفانه نتيجه‌اش اين شده که گاها در اذهان عمومی افرادی بدبين و حتی خائن شمرده بشن اين ذهنيت سالها ادامه داشته و اين ستيزه‌جويی در کردها نوعی عادت شده که شايد بشه گفت با سختی‌هايی که بر آنها گذشته بيراه و بيدليل هم نيست.

 به هر حال از ديد خودم خيلی خوشحالم که يک کرد و بخصوص طالبانی اعراب رو به انقياد خودش در آورده .

نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :