اندر مناقب یوگا

امروز نه حس نوشتن نداشتم نه حال نوشتن، درسته که بعد چهار پنج روز بخور و بخواب اومدم اداره اما شبی که فرداش بعد چند روز تا ظهر خوابیدن، می‌خواهی بیایی اداره درست مثل شب اول قبر می‌مونه (خب من تجربه کردم!) کلن بیخواب می‌شی و منم دیشب نتونستم درست حسابی بخوابم، برا همین حال ندارم.

بعد حدود ده سالی زندگی کارمندی دیگه واقعن عادت کردم به یک روال منظم در زندگی و هم چنین بیرون از خونه بودن، این چند روز خودمو خفه کردم از تئاتر و سینما و مرکز خرید و کلن ددر رفتن اما بازم حوصله‌ام از خونه سررفته، مشکل دیگه‌ای که پیدا کردم اینه که اگه چند روز ورزش نکنم عملن بدنم مریض می‌شه دیدین می‌گن زور تو بازوهام خشکیده منم یه جورایی اینطوری می‌شم بهم نخندید که جو گیرم واقعن معتاد به ورزش شدم، به خصوص از وقتی که باشگاه کاراته‌ام رو عوض کردم و دیگه جدی پیگیر کاراته هستم.

 حیف چهار سالی که در اون باشگاه با اون مربی از خود راضی و تو خالی هدر دادم مربی حالام رو دوست دارم، مربی قبلیم رو هیچوقت دوست نداشتم هرکاری می کردم نمی تونستم باهاش ارتباط برقرار کنم اما این مربیم اگه از کلاس بیرونم هم کنه حاضرم کلی منتش رو بکشم تا دوباره قبولم کنه. شخصیت سالمی داره و عقده ای نیست ضمن اینکه آدم مقیدیه و خیلی منصف و با اخلاقه

از روال منظم زندگیم می گفتم، درسته که من همچنان با صبح زود بیدار شدن مشکل دارم و این رو هم باهاش کنار اومدم که من آدم شبم و این هیچ نقطه ضعف یا قوتی برای یه آدم نیست اما به زندگی بدو بدویی و پرتحرک عادت کردم، وقتی از صبح که بیدار می شی می دونی کلی کار و انگیزه داری احساس زندگی و شادمانی بیشتری می کنی.

باید بگم به لطف خدا و به کوری چشم شیطان رجیم من کلن آدم پر انرژیی هستم و خودم از این خصوصیتم خیلی لذت می برم، خیلی وقتا شده که چند شب کم خوابیدم اما تا شب بیرون از خونه و کلی جاها سرزدم و بدو بدو کردم و شب اگه جایی مهمون بودم باز هم سرحال تادیروقت بیدار بودم. برا همین آدمهای کم انرژی که زود احساس ناتوانی می کنن خیلی حوصله ام رو سر می برن البته مدتیه که مدام به خودم می گم تو حق قضاوت هیچ آدمی رو نداری و هر آدمی توانایی های خودش رو داره و تو هم توانمندی خیلی های دیگه رو نداری.

باید بگم این طور فکر کردن رو از ثمرات یوگا می دونم و همه اینها رو گفتم تا از یوگا بگملبخندبعد از گذشت نه ماه از کلاس های یوگا حالا دیگه تاثیراتش رو در تمام وجودم حس می کنم و اون رو یک معجزه بزرگ در حق زندگیم می دونم، دیدین آدما هی دنبال چیزای مختلف می رن تا علاقمندیشون رو کشف کنن من اینو فهمیدم که ورزش رو خیلی دوست دارم شاید کمی دیر اما بهترین چیزی که من رو کنترل می کنه و انرژی های منفی رو در وجودم خاموش، ورزشه.

 یکی از دوستای دوران دانشگاهم چند وقت پیش به خنده می گفت تو این همه انرژی و علاقه به ورزش رو دوره دانشگاه کجا قایم کرده بودی ما که چیزی نمی دیدیم! درسته زندگیم ساختار منظم این روزها رو نداشت اما من همیشه ورزش می کردم، از طناب زدن و کوهنوردی تا والیبال با برادرم و حتی وقتی راهنمایی بودم یادمه بچه ها رو تو حیاط جمع می کردم برا فوتبال. از ده سال پیش که ورزش رو با شنا تو زندگیم وارد کردم همیشه دوستش داشتم، بحث تناسب اندام برام خیلی مهم نبود، درسته که هرکسی دوست داره اندام متناسبی داشته باشه اما خیلی ها هم هستن که بدون هیچ زحمتی انگار که سال ها به طور حرفه ای ورزش کردن خوش اندام هستن و این نمود ظاهریه قضیه است. اونچه که ورزش به آدم می بخشه و به نظر من خیلی مهم تر از تناسب اندامه سلامت روان، تعادل در انرژی و تقویت حس پیروزمندی در آدمه.

این روزا تنها از خدا می خوام کمکم کنه تا روزی که زنده ام بتونم یوگا کنم، برای من کاراته هم همیشه یه جور ورزش معنوی بود اما یوگا انگار نقطه ای بود که من درش خودم رو پیدا کردم،با یوگا احساس تکامل، آرامش و تازگی می کنم اونقدری که دلم می خواد به همه دنیا به خصوص خانمها بگم یوگا بکنن تا همیشه جوان، سلامت و زیبا بمونن. من که زمانی عاشق فست فود و کلن فن تمام غذاهای مضر دنیا بودم مدتیه که به فست فود تمایلی ندارم شاید استفاده کنم اما نه با علاقمندی سابق، مسائل آزار دهنده روحی رو خیلی زودتر فراموش می کنم و کنترل بیشتری رو خودم پیدا کردم. خیلی وقتا ما مشکل داریم و پناه می بریم به ورزش انواع واقسام کلاس ها تا مشکلاتمون رو فراموش کنم برای من اینطور نبود که فکر کنید جو گیر شدم، من یکی دو ماهی کلاس خودشناسی رفتم تعالیمی مشابه به آموزشهای معنوی یوگا داشت که  تاثیری توی من نگذاشت چون من آدم شهودی و عارف مسلکی نیستم اما یوگا به ذهن و جسم همزمان می پردازه برا همینم تاثیر عمیق تری داره . 

 جالبه که اداره ما شش ماهی بود این کلاس رو راه  انداخته بود و اطاق من کنار همون جایی بود که کلاس ها برگزار می شد من صداشون رو می شنیدم اما به خاطر کلاس زبان نمی تونستم برم تا اینکه اردیبهشت ماه شانس شرکت در کلاس ها رو پیدا کردم. باز هم لطف خدا بود که یکی از بهترین مربی های تهران نصیب من شد، آرامشی که در صورتش داشت و مهربانی بی نیازی که در رفتارش داشت بیش از هرچیز من رو مجذوب یوگا کرد برا اینکه انگار نمود واقعی تعالیمش رو در وجود این آدم می دیدم، خوشبختانه به دلیل آمادگی جسمی که در نتیجه کاراته پیدا کرده بودم خیلی زود حرکات رو انجام می دادم و از طرفی احساس می کنم در بهتر شدن کاراته ام خیلی موثر بوده .چیزی که خیلی خوشحالم کرده اینه که چند وقت پیش با اینکه مربی خیلی توجهی خاصی به من توی کلاس نداشت گفت به نظر من شما استعداد مربی گری رو داری و من  پیشنهاد می کنم ادامه بدی. نمی تونید تصور کنید چقدر خوشحال شدم نه برا اینکه مربی بودن رو چیز مهمی بدونم نه، برای این خوشحال شدم که انگار جایی رو که دلم می خواست برای دوران پیری توی جامعه داشته باشم رو پیدا کردم .

یوگا ورزشیه که زندگی رو به شما یاد می ده ،در لحظه زندگی کردن، لذت بردن از سلامتی و تناسب اندام، متعادل کردن احساسات و آرامش. مدتیه که توی خونه و بیرون همه به من می گن خیلی آروم شدی، یه آرامش خوب که داشتن و یا نداشتن خیلی چیزها دیگه برام مهم نیست، همه رو بیشتر دوست دارم خیلی خجالت می کشم از اینکه یه وقتایی بی دلیل باعث ناراحتی اطرافیانم شدم و بیش از همه اینکه خیلی بیشتر خودم رو دوست دارم، فکر می کنم چقدر گناه داشتم که خودم رو ناراحت می کردم، خیلی بیشتر از قبل به داشته هام فکر می کنم و احساس خواستنی بودن بیشتری می کنم، این هیچ ربطی به تغییراتی که در زندگیم پیش اومده نداره و می دونم وابسته به وجود هیچ کس نیست که با نبودش فرو بریزه، لذت بخش بودنش به اینه که کاملن خود آگاه و دورنیه. باور کنید اینها رو کسی نمی گه که خیلی زود تحت تاثیر قرار می گیره کلن من آدم چغر و دیر باوریم. بنابراین اگر آدم منطقیی هستید، اگر جور گیر نیستید و نمی خواهید با گذروندن یک دوره کلاس جن و انس رو مسخر خودتون کنید، اگر آرامش رو دوست دارید و اگر مثل من با هزار جور تضاد و ضد و نقیض در روحتون، دوست دارید متعادل بمونید و حتی اگر مذهبی هستید یوگا راه روشنی برای رسیدن به کمال در جسم و روحتونه لبخند

/ 0 نظر / 28 بازدید