استحاله از نوع عشقولانه!

چند روز پیش بود، از اداره داشتم می‌رفتم خونه، مسیر کوتاهی رو که فاصله پیاده شدن از سرویس تا خونه است رو سوار تاکسی شدم، رفتم جلو نشستم صندلی پشت هم یه دختر و یه پسر نوزده بیست ساله نشستند راننده ماشین یه پسر جوون بود با یه ریش مدل نقطه‌ای روی چونه‌ و موهای سیخکی که آدمو یاد دربون جهنم می‌انداخت، البته قصدم مسخره کردن نبودانیشخند اتفاقن من همیشه از ابداع و خلاقیت در قضیه ریش استقبال می‌کنم، تازه به نظرم این ریش عجیب غریبا به بعضیا خیلی هم میادچشمک

خلاصه از این پسرا که عشق ماشین بازی دارن و گه‌گداری مسافری هم می‌زنن که خرج دوست دختربازی بعد از ظهرشونو دربیارن‌، یه ضبط توپم رو ماشین سوار کرده بود طوری که کل ماشین پنج‌تومن می‌ارزید اما سیستم سه میلیونی روشن نصب شده بود، منم که از خداخواسته همیشه سوار اینجور ماشینا می‌شمعینک تا نشستیم راننده صدای ضبطش رو بلند کرد اولش حواسم به متن ترانه نبود اما یه دفه دیدم یه آهنگی شروع شد با این مضمون که منو ببخش که کتکت زدم و جای دستم رو صورتت موند و خواستم ادب بشی و خلاصه اگه می‌شد احتمالن می‌گفت دفعه دیگه یه جوری می‌زنمت که صدای سگ بدی.. البته چون خیلی عاشقتما تعجب

حالا فکرشو بکنید من تمام هفته رو درحال خووندن وبلاگ دو تا خانم عزیز بودم که داستان زندگیشون رو از اول عشقشون تا زمان جدایی و کتک خوردنا و ناراحتی‌هایی که برای گرفتن بچه‌هاشون کشیده بودن رو نوشته بودند، اتفاقن وبلاگهاشون هم اصلن از نوع زرد و کوچه بازاری نبود و مطالب نوشته شده نشون می‌داد که هر دو هم آدم حسابی بودن و خانواده‌های خیلی خوبی هم داشتن، یعنی چنان فاز منفی نسبت به جماعت ذکور گرفته بودم که کم مونده بود شبا که می‌رفتم خونه با بابای بیچاره‌ام هم دعوا کنم که اصلن تو چرا مردی‌! الغرض تو فضای ذهنی بدی نسبت به مرد سالاری حاکم بر ایران سیر می‌کردم. 

 این آهنگ اینقدر منو عصبانی کرد که نتونستم تو اون چند دقیقه هم خودم رو کنترل کنم هر چی به خودم گفتم آخه به تو چه مربوط، تو الان پیاده می‌شی مگه این پسره بیچاره خواننده است که سرش غر بزنی گوشم بدهکار نشد!

به پسره گفتم خواننده این ترانه کیه؟ گفت: مجید خراطها و بعدش فکر کرد خیلی خوشم اومده که پرسیدم شروع کرد که آره این خواننده اله و بله و کارش درسته و دختر پسر پشت سری هم دنباله حرفشو گرفتن که خواننده بینظیریه و..

حالا منم از اداره میومدم با دستکش و کلاه خود و عینک و خلاصه لب و لوچه آویزون با چشم و چال بابا قوری حاصل از هشت ساعت زل زدن به مانیتور، فکر کنم براشون جالب بود که یه خانم با یه مقنعه سفت و سخت و توصیفاتی که گفتم گیر بده به یه خواننده تینیجری، برا همینم ما رو اسکل گیر آوردن، فکر کردن خیلی از مرحله پرتیمو و هی پیازداغش رو بیشتر کردن.

 منم نه گذاشتم و نه ورداشتم مثل این مامان بزرگا که هی می‌گن خدا به دور، دوره آخر زمونه و والا قباحت داره، با بی‌ملاحظه‌گی تمام؛ گفتم واقعن خجالت آوره، برای نسل امروز متاسفم، این یعنی چی؟! من کتکت زدم چون عاشقتم، آخه این آهنگه واقعن شرم آوره که هنر برای نسل امروز این شکلی تعریف می‌شه ‌و ..

من اصلن مخالف آهنگهای جدید پاپ داخلی و لوس آنجلسی نیستم که هیچ، اتفاقن خودم از طرفداران ساسی مانکن و وای خاک عالم دیدی/چشاشو دیدی و پسندیدی و..بلک کتز و آی خانم، خانم، کجا هستمخجالت حتی نوع بیان احساسات رو در ترانه‌های امروزی بیشتر می‌پسندم چون امروز دیگه روزگار عشق‌های افلاطونی و آی من از پشت پنجره سایه دماغتو دیدم عاشقت شدم و آی تو چنگالتو کردی توو کتلتت من فکر کردم به من نظر داری و این حرفا نیست!این روزها روابط رئال شده و خواه نا‌خواه باید این تغییر رو در تمامی ابزار بیانش پذیرفت.

امروز ما در مرحله گذریم و نه به عقیده خیلی‌ها ابتذال، می‌دونم که به مفتحضانه‌‌ترین شکلش چون بدون اغراق نسل جدید ما بی‌عاطفه، سودگرا، سطحی و بی‌اعتقاد به حرمتها و ارزش‌های انسانی شده، اما مطمئنن بیست سال آینده این روند رو به افول مسیر درست و منطقیش رو پیدا می‌کنه. خب به جهاتی هم جسارت نسل امروز به خصوص دخترها رو می‌پسندم چون شکننده نیستن، قوی‌تر شدن و در روابطشون بیشتر از سابق به دنبال حق و حقوقی که ازشون دریغ شده هستند اما تنها عیب بزرگشون اینه که عواطفشون سطحی و تو خالیه

 این رو همینطوری نمی‌گم چون من در حال حاضر با بچه‌ دبیرستانیا ونوزده بیست ساله‌های کلاس زبان و کاراته کلی جیجی باجیم و فابریکم خجالتبا این حال بعضی وقتا اصلن نمی‌فهممشون (مادر، چه کنم با این کودک درون بیش فعال! فکر کنم تو گورم دست بردار نباشه بره با مرده‌ کوچولوها تیله بازی کنه، نمی‌دونم چرا یاد فیلم بنجامین باتن افتادم!) 

می‌دونم الان می‌گید بایدم اینطور باشه‌، تفاوت سنی درست، خب من با مادرم سی‌ و چند سال فاصله سنی دارم اما خیلی هم دور از هم فکر نمی‌کنیم،حتی یادمه اون وقتا که منم تو اون سنا بودم با دختر داییم که پونزده سال از من بزرگتر بود، دوست بودم و خیلی خوب احساسات همدیگرو درک می‌کردیم اما با اینها که صحبت می‌کنی انگار صد سال دورین از هم.

 من هیچ وقت آدم متعصبی نبودم (البته کمی غیرتی هستما مثلن اگه با خواهر کوچیکه سفید برفی تپلیمقلب جایی باشم و ببینم یقه‌اش بازه و کسی چشم چرونی می‌کنه باور کنید خیلی دلم می‌خواد چونه اون آدمو خرد کنم متفکر) یعنی یادمه از دوره دبیرستان محرم خلافکارترین بچه های کلاسمون بودم و همیشه هم راحت برخورد می‌کردم چون فکر می‌کردن فلانی اعتقادات منو نداره یا شرایط تربیتیش با من فرق داشته. 

منظورم اینه که اعتراضی به از بین رفتن تابوها و یا کمرنگ شدن خط قرمزهای فرهنگ تعصبی ایرانی در مورد جنس زن ندارم، درسته که بعضی وقتا تو وبلاگم من باب طنز در مورد پوشش و ظاهر نسل امروز چیز نوشتم اما همیشه نو آوری و ایجاد سلیقه‌های جدید رو دوست داشتم و اون رو دلیل بر ابتذال نسل امروز نمیدونم. چیزی که آدم رو ناراحت و نگران می‌کنه عواطف و ارزش‌های انسانیه که روز به روز داره کمرنگتر می‌شه، نه مثلن موهای سیخکی یا بلوند! اینها فرق می‌کنن با بی بندو باری و دله‌گی شایع در روابط احساسی امروزی..

بگذریم، برگردیم به ترانه، من از اون روز مدام تو فکر اون ترانه بودم، امروز اومدم کلی سرچ کردم ببینم داستان چیه، این خواننده صدای خوبی داره یا حداقل منه جوات پسندخجالت صداش رو دوست داشتم و حتی چندتا از ترانه‌هاش رو قبلن گوش داده بودم بدون اینکه اسم خواننده رو بدونم. قسمت ناراحت کننده این ترانه، اشاعه و تشویق فرهنگ لمپنی و قداره کش برای مردها و توجیه تودهنی برای زنها به بهانه عشقه!  

من یادمه دبیرستان که بودیم بعضی از این دختر تنبلای ته کلاس با یه ذوقی از اینکه دوست پسرشون زده تو گوششون تعریف می‌کردن که انگار بهشون یه کتاب شعر عاشقانه تقدیم کردن! شاید با ذهن بچه‌گانه و دیر بلوغ اون زمانم چنین چیزی برام قابل هضم نبود اما حالا حس پنهان یک زن رو نسبت به اون حرکت می‌تونم بفهمم، این یه واقعیته که ما زنها ته دلمون از مرد جربزه‌دار و قوی خوشمون میاد و یک زن متعادل فانتزی ذهنیش از یه مرد یه موجود قوی و قدرتمنده، همونطور که مردها هم اغلب ته دلشون از زنهای خجالتی و ظریف و گوگولی‌مگولی و البته کمی هم خنگول خوششون میاد ( اینو انکار نکنید اغلب مردها زنهای باهوش و یا روشنفکر رو حداقل برای ازدواج دوست ندارن و ترجیح می‌دن براشون در جایگاه یه دوست باقی بمونه شاید چون زنهای خنگ احساس مردانگی بیشتری بهشون می‌دنخنثی) حالا بحث رو جناحیش نمی‌کنم از مسیر اصلی بحث خارج نشیم.

 چیزی که نگران کننده است وجود و یا تمنای فانتزیهای غیر قابل انکار در ذهن هر انسانی چه زن و چه مرد نیست اما این نوع ترانه‌ها با یک جور فرهنگ سازی ناخودآگاه باعث می‌شن یه ذهنیت زیبا و رومانتیک نسبت به کتک خوردن از مردت برای خودت درست کنی و اون رو باورش کنی.

باور با فانتزی ذهنی فرق می‌کنه چون یه ما به ازای بیرونی قوی برای ذهنت پیدا می‌کنی که از قضا به دلیل اختلاط با هنر زیبا و جذاب هم شده، این نوع فرهنگ سازی ناآگاهانه باعث می‌شه وقتی نامزدت یا دوست پسرت چهار بار زد تو گوشت حال کنی که وای عاشقمه اما وقتی رفتی تو زندگی مشترک و همه چیز سر جای خودش قرار گرفت و دوران تاب تاب عباسیو و گرگم به هوا بازی تموم شد عمق این تحقیر و تباهی رو که به اسم عشق به خوردت دادن خواهی فهمید.

از اون طرف توی ذهن یه پسر بیست ساله هم جا می‌افته که عشق یعنی کتک زدن یعنی آزار و تحقیر دیگری و در نهایت یعنی مجوز اسید پاشی به صورت معشوق خاطی!

خواهش می‌کنم با غرض به موضوع نگاه نکنید، من هیچوقت آدم ضد مردی نبودم و قصدم اصلن تفکیک جنسیتی و شاخ و شونه کشیدن نیست،نمی‌خوام از کاه کوه بسازم اما خودتون قضاوت کنید، اصلن زیبا نیست  

 اینو زدم تا بدونی موقع رفتنت نبود
 خدا نگهدارت باشه گرچه دلم راضی نبود
 حق نداری که بگذری از حرف من به سادگی
 زدم که یادت بمونه هر جا می ری باید بگی

 اینو زدم اما دلم که از تو دل نمی کنهتعجب
 وای ببینم رو صورتت جای انگشتای منه
گریه نکن عزیز من ، الهی دستم بشکنه
اما بدون هرجا بری خاطره هات مال منه
برو ولی بدون که من می مونم توی حسرتت
آره الهی بشکنه دستی که خورد تو صورتت
   قربون گریه هات برم ، رفتنت هم به دل نشست    
باید پیاده شیم گلم ، قایقمون به گل نشست  

اینو بدون فدات بشم ، تو بدترین وضعیتم
اینو زدم تا بدونی از دست تو ناراحتم
تصمیمتو عوض نکن اگه می خوای بری برو

درسته که زدم ولی خیلی دوستت دارم تو روتعجب

الهی قربونت برم ، خیلی برام بودی عزیز
از پیش من برو ولی خاطره هامو دور نریز
اینو زدم اما دلم که از تو دل نمی کنه
وای ببینم رو صورتت جای انگشتای منه
گریه نکن عزیز من ، الهی دستم بشکنه
اما بدون هرجا بری خاطره هات مال منه
اگر چه خیلی داغونه ، حرمتی داره این خونه
زدم که جای حلقه مون رو صورتت خونه کنه!!
الهی قربونت برم ، اشکات آتیشم می زنه
آخ روی ماهشو ببین ، الهی دستم بشکنه

       اینو زدم داری می ری یادت باشه مردی داریعصبانی
زدم ولی یادم نبود بخوام نخوام باید بری
اینو زدم یاد بگیری اگر چه قیدمو زدی

وقتی که می پرسم کجا ، جواب سربالا ندی

/ 0 نظر / 9 بازدید