اردیبهشت دلم

من
پری کوچک غمگینی را
می شناسم که در اقیانوسی مسکن دارد
و دلش را در یک نی لبک چوبین
می نوازد آرام آرام
پری کوچک غمگینی که شب از یک بوسه می میرد
و سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد

گاهی وقتها فکر می‌کنم وقتی با مردم زندگی می‌کنی وقتی از صبح که بیدار می‌شی مدام نگران نگاهها و قضاوتهای اطرافیانت هستی از همون لحظه که اولین صبح به خیرت رو به اولین کسی که توی خونه بیدار شده گفتی؛از همون لحظه که در رو بستی و آدمها تو خیابون دیدنت ؛از همون لحظه که فهمیدی و حس کردی نگاهها رو؛ دیگه تنها نیستی دیگه برای دل خودت نیستی اونوقته که دلت می‌خواد دلت رو توی یک نی‌لبک بنوازی ؛ دلت می‌خواد بری ته یه اقیانوس تا خودت باشی و دلت 

تنها همون وقته که می‌تونی شبها از یک بوسه بمیری و صبح‌ها با همون بوسه به دنیا بیایی .

 من امروز با همون بوسه به دنیا اومدم برای اینکه دلم رو دوباره بردم ته اقیانوس

باز هم دوست دارم اقیانوس نشین بشم اینطوری دلم همیشه اردیبهشتی باقی می‌مونه مثل اردیبهشتی‌ها...

 

  
 

/ 0 نظر / 24 بازدید